تبليغاتX
آچار فرانسه بودن ...

آچار فرانسه بودن ...

درود بر شما

گنجینه ی واژگان پارسی

براي گسترش واژه هاي پارسي نشاني تارنگار(وبلاگ) زیر را به پيوندهاي تارنگار خود افزوده كنيد.

با سپاس فراوان

www.sepid1000.blogfa.com

نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 12:24 توسط فرشاد پارسا| |

Honey, I love you too much
Need your lovin' too much
Want the thrill of your touch
Gee, I can't hold you too much
You do all the livin'
While I do all the givin'
Cause I love you too much

You spend all my money too much
Have to share you honey, too much
When I want some lovin', you're gone
Don't you know you're treatin' me wrong
Now you got me started
Don't you leave me broken hearted
Cause I love you too much

Ev'ry time I kiss your sweet lips
I can feel my heart go flip flip
I'm such a fool for your charms
Take me back baby in your arms
Like to hear you sighin'
Even though I know you're lyin'
Cause I love you too much

Need your lovin' all the time
Need you huggin', please be mine
Need you near me, stay real close
Please, please, hear me, you're the most
Now you got me started
Don't you leave me broken hearted
Cause I love you too much

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 17:54 توسط فرشاد پارسا| |


(Arthur Crudup)


Well, that's all right, mama
That's all right for you
That's all right mama, just anyway you do
Well, that's all right, that's all right.
That's all right now mama, anyway you do

Mama she done told me,
Papa done told me too
'Son, that gal your foolin' with,
She ain't no good for you'
But, that's all right, that's all right.
That's all right now mama, anyway you do

I'm leaving town, baby
I'm leaving town for sure
Well, then you won't be bothered with
Me hanging 'round your door
Well, that's all right, that's all right.
That's all right now mama, anyway you do

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 17:49 توسط فرشاد پارسا| |

 به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...
 خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
 زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
 آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی، سرخرگهایم را
مسدود کرده بود ...
 و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
  به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
 بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
 فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
 زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را
آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش
تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویزکرده است استفاده کنم
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان
برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند
 رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،
لبخندی به ازای هر اشک ،
دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،
نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،
و اجابتی نزدیک برای هر دعا  .
جمله نهایی :  عيب کار اينجاست که من  '' آنچه هستم ''  را  با   '' آنچه بايد باشم ''
اشتباه مي کنم ،    خيال ميکنم  آنچه  بايد  باشم  هستم،   در حاليکه  آنچه  هستم نبايد
  باشم

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 10:7 توسط فرشاد پارسا| |

مرا تو

بی سببی

نیستی.

به راستی

صلت ِ کدام قصیده ای

ای غزل ؟

ستاره باران ِ جواب ِ کدام سلامی به آفتاب

از دریچه تاریک ؟

کلام از نگاه ِ تو شکل می بندد.

خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!

 

پس پشت مردمکان ات

فریاد کدام زندانی ست

که آزادی را

به لبان ِ بر آماسیده

گل سرخی پرتاب می کند؟ ــ

ورنه

این ستاره بازی

حاشا

چیزی بدهکار ِ آفتاب نیست.

 

نگاه از صدای تو ایمن می شود.

چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی!

 

و دلت

کبوتر آشتی ست،

در خون تپیده

به بام تلخ.

 

با این همه

چه بالا

چه بلند

پرواز می کنی!

نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 20:13 توسط فرشاد پارسا| |

Design By : Night Melody